. . . !
داشتیم میرفتیم فرودگاه
هدیه "خواهر کوچیکم" نشسته بود رو پام...
شروع کردم واسش آهنگی که خیلی دوست داشتو خوندم...
نگاش کردم دیدم داره گریه میکنه ! ...
اون موقع همش میخندیدم...
حالا که اومدم خونه .........................
نمیدونم چرا دلم که میگیره همه ی دوستام Offline هستن ( ! ) ...
فقط وبلاگم Online ِ !
این رو هم هدا گذاشته بود تو وبلاگش...
!
+ نوشته شده در سه شنبه 27 دی1384ساعت 21:8  توسط هدی
|